در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود…


شهر که رو به اتمام می‌گذارد، زندگیِ مُردگان از سر می‌گیرد. دیوارِ خانه‌های‌شان سپید، حیاط‌شان از دار و درخت پوشیده‌ است و در سرسرا از هر طرف، بوی عود و کُندُر می‌آید. روی درختانِ باغ انارهای سرخ و درونِ حوضِ آبی، ماهی‌های قرمز نشسته‌اند. میانۀ حیاط، سکّوی بلندی‌ست تا آتش روی آن برافروخته شود. در آرامستانِ قصرِ فیروزه، چشمِ آسمان بی‌صدا می‌بارد؛ در آیینِ زرتشت مویه بر اموات در خفاست و بر درد فقدان باید صبوری پیشه کرد.

«پنجم دی‌ماه» سالروز مرگ زرتشت است؛ زرتشتی که خود در بلخ به بالین خاک خفته.

خبرنگار ایسنا به همین مناسبت مروری دارد بر حضور خود در آرامستان هموطنان اقلیت زرتشتی، که چندی پیش انحام شده است.

در این فضا، رفتگان در هر ‌ردیف، پهلوبه‌پهلوی هم خفته‌اند و سنگی بر گورِ هرکدام‌شان غرس شده. پای هر قبر عود، دود می‌نوازد و میوه‌هایی چون سیب، هلو، خیار، هندوانه و خربزۀ خردشده برای خیرات گذاشته‌ شده‌اند. قبرها سپیدند و یک‌دست. روی‌شان ضمن درج ذکرِ «اهورا مزدا»، نام، یادگار و چهرۀ هرکس حک شده. خوابگهِ قصر فیروزه با عناوینی چون «روان‌شاد»، «انوشه‌روان»، «شادروان» و… این مسافرانِ‌به‌مقصدرسیده را خطاب می‌کند.

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...
زرتشتیان در آرامستان کُندر و عود می‌سوزانند

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...
آرامگاه ارباب «کیخسرو شاهرخ»

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...

این‌جا کسی جسد نمی‌سوزاند

باورهای عمومی و نادرستِ زیادی دربارۀ آیین زرتشت از گوشه و کنار شنیده می‌شود؛ معروف‌ترین‌شان، رسم «مُرده‌سوزی» ‌است. شاید در روزگاری چنین رسمی در این آیین جا افتاده بود اما سال‌هاست که زرتشتیان اموات‌شان را تغسیل کرده، سِدره* می‌پوشانند و به‌همراه خوراکی‌های مورد علاقۀ متوفی به بستر خاک می‌سپارند. در گذشته و به‌دلیل خاستگاه طبیعی و جغرافیاییِ اولین گروه از آریائیان در مناطق سرد و سنگی کوهستان، امکان تدفین وجود نداشت و آن‌ها اجساد را بر بلندی قرار می‌دادند تا خوراک حیوانات شوند، سپس استخوان‌ها را دفن می‌کردند. زرتشتیان نیز تا سالیان دراز مردگان خود را در دخمه‌ها رها می‌کردند، چراکه تدفین را باعث آلوده شدن خاک می‌دانستند. اما پس از تغییراتی که ارباب «کیخسرو شاهرخ» در این شیوه بنا نهاد، دیگر این رسم‌ها در هیچ‌کدام از منطقه‌های ایران عملی نمی‌شود. (مستند به اظهارات برخی زرتشتیان)

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...
آرامگاه گشتاسب فیروزگر – واقف بیمارستان فیروزگر

پا روی سنگِ مزار نگذارید

طبق آداب زرتشتیان، نباید روی سنگ مزار ایستاد. حکّاکیِ روی قبور به دو صورت است؛ یا اسم شخص به‌همراه اسم پدر و نام‌ خانوادگی نوشته می‌شود، یا نام و نام‌ خانوادگی فرد به‌همراه نام پدر و مادر او. مثل «شیرین جهانگیر رشیدی». پس از فوت هر شخص نیز، بازماندگان در سوگ او مراسم سوم، چهارم، سی‌روزه، سالگرد و پُرسه می‌گیرند. «پُرسه» نوعی دورهمی‌ست که برای پرس‌وجو دربارۀ رفته و وصفِ خصلت‌های نیک او برگزار می‌شود.

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...

کیشِ طبیعت‌دوست

آیین زرتشت دستورالعمل‌های زیست‌محیطی فراوانی دارد. یکی از آموزه‌های آیین زرتشت همانند دیگر آیین‌ها، توصیه به روزه‌داری در چهار روز از ماه است. زرتشتیان آیین روزه‌داری را به «نَبُر» می‌شناسند که تأکیدی جدی بر «نکُشتن» و «نخوردنِ» حیوانات دارد اما در این قاعده، مصرف گوشت ماهی مانعی ندارد، چون ذبح نمی‌شود. زرتشتیان پس از مرگ یکی از بستگان، تا سه روز از مصرف گوشت اجتناب می‌کنند، چراکه در بسیاری از ادیان و آیین‌ها، از جمله زرتشت، «گوشت» غذایی شاهانه محسوب می‌شود و خانواده‌های داغدار برای ابراز سوگواری‌شان حتی‌الامکان این غذا را مصرف نمی‌کنند.

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...
زرتشتیان برای اموات، میوۀ خردشده خیرات می‌کنند

جزئیاتی درباره صوم و صلاة و سنِ تکلیف در دین زرتشت

در آیین زرتشت بنا به گفته برخی پیروان آن، تشخیصِ سنّ تکلیف بر عهدۀ والدین است. والدین هر زمان فرزندشان را بالغ بدانند، به کمک موبد او را سِدره‌پوش می‌کنند. «سِدره» پیراهن نازکی‌ست که زیر لباس به تن می‌کنند و کُشتی نخی‌ست تشکیل‌شده از ۷۲ رشتۀ پشمینِ گوسفند که دورِ کمر و بر روی سِدره بسته می‌شود. زرتشتیان دختران را «دُت» و پسران را «پُر» می‌نامند؛ مثل «اسفندیار پُرِ بهرام». زرتشتیان پنج‌بار در روز نماز می‌خوانند. همین‌طور هر زرتشتی به‌موجب ورود به آتشکده‌ها یا معابدِ آیینی موظف است کلاه یا روسری سپیدی روی سر بگذارد، اما در دین مسیحیت، ضمن ورود بایستی به‌نشانۀ تعظیم و احترام کلاه از سر برداشت.

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...

هم‌وطنان زرتشتی در راه وطن شهید داده‌اند

سهم زرتشتیان از میان شهدای جنگ هشت‌ساله عراق، به ۳۴ نفر می‌رسد که از بین دیگر اقلیت‌های مذهبی، تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده است. البته این عدد تنها دربارۀ شهیدانی‌ست که مستقیماً در جنگ جان باخته‌اند، اما عده‌ی زیادی پس از اتمام جنگ و در نتیجۀ آثار شیمیایی و جانبازی به شهادت رسیده‌اند.

در شهر رفتگانِ بی‌بازگشت، بوی کُندر می‌آید با دود عود...
مزار یکی از شهدای زرتشتیِ هشت سال دفاع مقدس

کوچِ کیشانِ دگر

طبق آمار و ارقام غیر رسمی، خیلِ عظیمی از پیروانِ کیش زرتشت، مدّت‌هاست از خانه کوچیده‌اند. طبق آخرین سرشماری که سال ۱۳۹۵ در کشور صورت گرفت، ۲۳ هزار و ۱۰۹ نفر در ایران از این آیین پیروی می‌کنند اما گمانه‌های پژوهشکده مردم‌شناسی حاکی از کاهش بسیار جمعیت ایشان است. هموطنانِ پیروان دیگر ادیان (یهود و مسیحی) نیز بیش از پیش کم شده‌اند. همچون دیگران، عوامل «اقتصادی» و «محیطی (جامعه)» و نیز فرصت‌هایی که کشورهای دیگر برای اقلیت‌ها قرار داده‌اند، بیشترین دلایل مهاجرت اقلیّت‌های دینی در کشور به شمار می‌رود. 

خفتگانِ آرام

آرامستان «قصر فیروزه» تنها به هموطنان زرتشتی‌مان تعلّق دارد که در شرق تهران (منطقۀ خاوران) واقع شده است. «ارباب کیخسرو شاهرخ»، بنیان‌گذار شبکۀ تلفن سراسری ایران، بانی کتابخانۀ مجلس، کاشف محل خاکسپاری و بنیان‌گذار آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی و نماینده زرتشتیان در یازده دوره مجلس شورای ملی (دوره‌های دوم تا دوازدهم)، زمین این آرامستان را در اختیار انجمن زرتشتیان قرار داد. نخستین مدفونِ آن نیز فردی به نام «رودابه فرزند فریدون» است که در مهرماه ۱۳۱۴ به خاک سپرده شده است. در ابتدای ورود، با یادمان شهدای زرتشتی روبه‌رو می‌شویم. از افراد معروفی که در آرامستان «قصر فیروزه» آرمیده‌اند، ارباب کیخسرو شاهرخ، گشتاسب فیروزگر (واقف بیمارستان فیروزگر)، رستم شهزادی، اسفندیار یگانگی، پرویز شهریاری و برخی دیگر را می‌توان نمونه آورد. همچنین چند تن از شهدای زرتشتی دفاع مقدس نیز در این‌جا به خاک سپرده شده‌اند. بازدید از این آرامستان به‌صورت انفرادی امکان‌پذیر نیست.

خوابگهِ زرتشت کجاست؟

در کتاب اوستا نوشته شده که زادگاه زرتشت جایی به نام «آریانم ویج»، به اوستایی «آریَنَ وئیجَه»، بوده و مرگ او در گاه‌شمار ایرانی، روز پنجم دی‌ماه، در بلخ (افغانستان کنونی) رخ داده است. روز مرگ او را «روز خورایزد» می‌گویند. به روایت برخی از نوشته‌های اوستایی، زرتشت، بعد از ۷۷ سال که در آتشکدۀ شهر بلخ به آموزش و راهنمایی انسان‌ها می‌پرداخت سرانجام در همان آتشکده، حین نیایش به همراه لهراسب و گروهی از پیروان‌اش توسط گشتاسب کیانی کشته شد. زرتشتیان در روز خورایزد و دی‌ماه به پرستش‌گاه‌ها می‌روند و ذکر پروردگار یکتا را به جا می‌آورند.

* تمام عکس‌ها از فاطمه کرمی و متعلّق به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) است.

انتهای پیام



منبع